در بي انتهايي سكوت مي نويسم براي تو كه فريادي هستي بلندتر از هر سكوت ، براي تو اي نوازنده قلب هاي بي تابم ، براي تو مي نويسم از عمق جان از فراتر از روياي هستي از ارزوي خوش فردا كه همه و همه در تو و در با تو بودن خلاصه مي شود .
هر روز و هر شب در فكر پايان ناپذير تو هستم و در كاخ روياهايم برايت تاجي از قلبم ساختم و از حكم دلم تو را پادشاه تمام هستي ام كرده ام تو را كه تمام آرزو هايم با ياد تو ساخته شده اند آري امروز مي نويسم با قلمي از خونم بر كاغذي از قلبم تا باشد تا ابد سندي از جانم تا بداند هر انكه نمي داند كه تنها تو هستي عشق وجودم و من دوستت خواهم داشت تا ابد !!

نوشته شده توسط یلدا در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 0:44 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
رمز زندگي
تا جارست خون در رگ و تا خورسيد مي تابد و باد مي وزد و كوير پا برجاست زندگي بايد كرد و تو ناگذير به زيستني اما چه سود كه تمام ثانيه ها را به افسوس بگذراني جاي آنكه از هر لحظه امروز به بهترين نحو سود ببري ، پس غم ها را كنار بگذار و فردا را مانند امروز تلخ نكن!
امروز بايد براي فردا زندگي جديدي را بسازيم و آرزوي فرداها را به هدفي روشن تبديل كنيم و و در مسير زندگي با هدف بزرگمان گام برداريم تا كه خوشبختي روزي از ان ما باشد پس به پا خيزيد و امروز را بسازيد كه زندگي يعني ثانيه هاي كه در حال گذراند نه گذشته فراموش شده و نه آينده نساخته شده فقط و فقط همين امروز كه در حال گذر است.
بايد خود را بشناسيم ، آرزو و هدفمان را مشخص كنيم و بدانيم كه هر جه بخواهيم از آن ما خواهد شد تنها كافيست باور كنيم و در سمت آن حركت كنيم و بدانيم كه هر چه هدف بزرگتر و جانع تر باشد خوشبختي نيز به همان اندازه بزرگ خواهد بود و بايد همچنين تلاشمان هم به همان اندازه بيشتر باشد پس بزرگترين آرزويمان را انتخاب كنيم ان را به يك هدف تبديل كنيم و سپس در راه رسيدن به ان گام بر داريم و همه موانع به ظاهر سخت را در راه حركت به سوي خوشبختي از بين ببريم و از شكست ها درس بگيريم و از پيروزي ها اميد كسب كنيم كه امروز پر هدف ، فرداي خوش خواهد داشت.
اميد :
اميد مانند نوري ست كه از روزنه اي به اتاقي تاريك مي تابد
اميد عشقي ست كه در دلي خاموش با نيم نگاهي عاشقانه متولد مي شود
اميد روز يا ثانيه اي ست كه فرداها را با هدفي روشن نمايان مي كند
اميد رويايي ست كه در ذهني خسته جا مي گيرد و قدرت حركت را مي سازد
اميد خاموشي گلي ست كه بهار را به شگفتن انتظار مي كشد
به امید موفقیت همه دوستان خوبم![]()
نوشته شده توسط یلدا در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 0:54 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
كنار اشنايي تو اشيانه مي كنم ؛ فضاي اشيانه را پر از ترانه می کنم . کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی ، تو را بهانه می کنم . عزیز قلب هایم لحظه لحظه های تپش قلبم که عاشقانه برای تو می تپد با 1364 گل زیبای بهاری که به زیبای توست تقدیمت می کنم . بیست و چهارمین بهار زندگیت مبارک.

نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 0:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
بس فتند و شور در جهات حاصل شد
سر رشته عشق بر رگ و روح زدند
یک قطره ازآن چکیدونامش دل شد
نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 0:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تقدیم با يه دنیا عشق به شاهزاده قلب هایم.
چه زیبا شد زندگی ، هنگامی که وجودت را در کنار خود احساس کردم و چه آواز قشنگی ست زمزمه های تو..
زندگی سرد بود و بی رنگ که تو با حظورت ان را برایم زیبا کردی و مرا از عمق تهی بودن به زمینی از عشق رساندی.
تو چه هستی که این دل کوچک من با تو اینگونه می تپد و امواج عشقم این چنین در ساحل مهربانیت خروشان می شود. نمی دانم که تو هستی اما من ، تو را از جنس بلور احساس ، تو را در زیباترین رویای فردا و در اخرین زمزمه های امید و در انتهای عشق بی انتهایم می شناسم تو را دور از این همه عشق های زمینی دور از فرداهای بی امید می شناسم من ، تو را در تک تک واژه های عشق در احساس پاک بی قراری و در رویای خیس با تو بودن می شناسم تو را با این این همه احساس پاک از تو بودن می شناسم.
من تورا و فقط این وجود پاک تو را می شناسم که با حظورت لبخند را به من هدیه کردی.
و من می خندم با این همه رویای زیبای با تو بودن از این همه فرداهای پر امید و من
می خندم از این همه احساس تجلی ، از این دنیای پر عشق و من شادم از این همه آرزوهای قشنک ، از این همه احساس ،از این همه محبت های بی دریغ که در چشمان پاک تو یافته ام.
و من دوستت دارم با تمامی وجودم با هر لحظه تپیدن قلبم دوستت دارم و با هر قطره خونم بر زیباترین صفحه هات قلبم عشق تو را هک خواهم کرد و من تنها توانم احساسم را در برابر این همه مهربانیت هدیه گر وجودت کنم که من تنها با توست که از این همه احساس سر شارم.
و من تنها داراییم ، تنها وجود سرشار از عشقم را تقدیم تو ای شاهزاده قلبهایم ،می کنم و با هزاران بوسه عاشقانه تولدت را تبریک می گویم.
تقديم به عزيز قلبم![]()
نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 0:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

معرفی :
يلدا هستم از لنگرود
دختري ساده و بي ريا ، و مهربون
اهل قلمم و عاشق شعر و شعر گفتن
اين اولين كاري كه از خودم ارايه ميدم
و اميدوارم بتونم نظر خيلي هارو جلب كنم
اميدوارم بهترين نظر مال تو باشد
-----------------------------
چشم ها خسته و باروني من
انتظار ديدنت رو مي كشه
خنده از لبهاي من رفته ديگه
دوري تو داره منو مي كشه
شبا كه ابري ميشن ترانه هام
رنگ چشم تو رو يادم ميارن
هميشه چشمهاي تو بارونيه
با تلنگري يه عالم مي بارن
ديگه از شادي برام حرفي نزن
مي دونم غمام تمومي ندارن
خاطرات عاشقي تو كوچه ها
روز و شب سادگي هامو مي درن
همه دنبال يه جور دلخوشين
وقتشونو واسه من نمي ذارن
كسي نيست كه تنهاييم سر بزنه
آدما كاري به كارم ندارن...
امیدوارم که لحظات خوبی رو توی وبلاگ من سپری کنین.
فدای شما : یلدا
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY